جمعى از نويسندگان
137
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
به امور مردم بود سپس گوشه عزلت انتخاب كرده و باكسى جز اهل الله ملاقات نمى كرد وى به مقامات بلند معنوى دست يافت و جامع علم و عمل و طلاقت وجه و حسن معاشرت و اخلاق مرضيه بود « 1 » . سيد احمد فرزند سيد عبدالرحيم است سيد عبدالرحيم جد دوم آقا سيد على قاضى است . ميرزا سيدعبدالرحيم نقابت اشراف سادات را در تبريز بر عهده داشت « 2 » ، برادر ديگر او سيدعلى اصغر شيخ الاسلام منصب شيخ الاسلامى و برادر ديگرش سيد محمد مهدى قاضى منصب قضاوت را برعهده داشتند « 3 » . ميرزا عبدالرحيم فرزند ميرزا سيد محمد تقى قاضى طباطبايى ( متوفاى 1220 و يا 1222 قمرى ) است « 4 » . وى جدّ سوم علامه طباطبايى و سر سلسله سادات قاضىها وشيخ الاسلامىهاى تبريز است « 5 » . ميرزا محمدتقى قاضى از شاگردان وحيد بهبهانى و شيخ مهدى فتونى عاملى است و از شيخ مهدى فتونى اجازه روايت دارد ؛ شيخ مهدى در اجازه نامه خود از او به جامع معقول و منقول نام برده است . كاشف الغطا نيز از او بعنوان فردى سليم الاخلاق و داراى طبعى مستقيم و علامه نام برده است . وى چون منصب قضاوت را در آذربايجان بر عهده داشت به قاضى معروف شد . از اين رو كاشف الغطاء در ستايش از او ، از وى با عنوان « متولى منصب قضاوت به امر خدا و رسول » نام برده است . « 6 » همه طايفه قاضيها و شيخ الاسلامىهاى تبريز از اولاد او منشعب اند « 7 » . پدر او ميرزا محمدقاضى جدّ چهارم علامه طباطبايى ، جد ششم شهيد محراب قاضى طباطبايى و جد چهارم آقا سيد على قاضى است ، تاليفاتى در فقه و علوم ديگر دارد ميرزا محمد قاضى ( متوفاى 1176 ) كتابى در فقه دارد . اولاد ذكورش منحصر در محمدتقى قاضى است . پدر وى سيد محمدعلى قاضى است . سيدمحمد على در دورهاى كه از يك سو افاغنه بر اصفهان يورش برده و از سوى ديگر امپراطورى عثمانى آذربايجان را اشغال كرد بدست عثمانىها به شهادت رسيد « 8 » . چنان كه گذشت ميرزامحمدتقى قاضى سر سلسله سادات قاضىها و شيخ الاسلامىهاست . نسب ميرزا محمدتقى قاضى طباطبايى با 8 واسطه به جد اعلاى اين خاندان يعنى نور الدين شيخ الاسلام عبدالوهاب مىرسد . اجداد آقا سيد على قاضى ابتدا ازعراق به ايران و اصفهان آمده اند ؛ شاخه اى از اين خاندان كه سادات رَسّى و تيرهاى از سادات علوى اند به مصر مهاجرت كرده اند « 9 » . اولين كسى كه از اين خاندان در اصفهان اقامت گزيده است ابوعبدالله فتوح الدين احمد است ، كه بعد از اقامت در اصفهان به احمد اصفهانى معروف شد . فرزند وى ابوالحسن محمد اصفهانى مشهور به ابن طباطبا است كه شاعر بوده و داراى تاليفاتى از جمله عيارالشعر است كه درسال 1956 درمصر چاپ شده است . اين خاندان را بدان جهت طباطبايى مى گويند كه طباطبا لقب جدشان ابراهيم است .
--> ( 1 ) - مكارم الآثار در احوال رجال ، ج 5 ، ص 1474 ( 2 ) - اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 68 ( 3 ) - شيخ الاسلام : عنوان و لقب افتخار آميز و روحانى است كه در دورههاى گوناگون مخصوصاً در دوره صفويه و بعد از آن به علمايى كه به امور شرعى مردم رسيدگى مىكردند گفته مىشد ( ر . ك : فرهنگ بزرگ سخن ، دكتر حسن انورى ، جلد 5 ، ص 4631 ، همچنين لغت نامه دهخدا ، ج 10 ، ص 14647 ) . نقيب السادات : نقيب در لغت به معناى سالار و مهتر و رئيس است كه سرپرستى و متصدى امور گروه خاص اجتماعى است و نقيب السادات اصطلاحاً به سيدى گفته مىشد كه از طرف حكومت مأمور رسيدگى به امور سادات و علويان بود ( ر . ك : لغت نامه دهخدا ، ج 14 ، ص 22681 و فرهنگ سخن ، ج 8 ، ص 7935 ) . قاضى : در لغت به معناى داور و حكم كننده است و در اصطلاح فقهايى را مىگويند كه مرافعات مردم را بر اساس قوانين كلى شرعى فيصله مىدهد ( دهخدا ، ج 11 ، ص 17342 ) ( 4 ) - ميرزا محمدتقى در دورة وليعهدى عباس ميرزا جهت استطرداد موقوفاتى كه در اختيار اين خاندان بوده و در دوره نادر شاه از دست آنان گرفته بودند به وى نامه نوشته است . حسن پادشاه مجموعه اى شامل مسجد ، مدرسه و بقعهاى بزرگ در تبريز ايجاد كرد كه مسجد و مدرسه آن بنام مدرسه حسن پادشاه يا حسن پاشا هم اينك در ميدان صاحب الامر تبريز باقى است . وى براى اداره آنها موقوفاتى را در مناطق مختلف تبريز و حومه آن قرار داد كه به موقوفات نصريه معروف است . حسن پاشا توليت آن را به اولاد دخترى خود يعنى خاندان طباطبايى سپرد . نادرشاه پس از روى كار آمدن و تثبيت حكومت خود و از بين بردن مخالفان مخصوصاً بازماندگان صفويه به مخالفت با بسيارى از شعائر اسلام و تشيع از جمله عزاداراى سالار شهيدان پرداخت . از جمله كارهاى نادرشاه از بين بردن موقوفات در سراسر ايران بود . وى دستور داد همه موقوفات مصادره شوند . اين عمل باعث از بين رفتن بسيارى از مدارس ، مساجد و مراكز دينى شد . نادرشاه به جاى در آمد موقوفات هيچ درآمدى ديگرى نيز براى اداره مراكز تعيين نكرد ( تاريخ ايران ، سرجان مالكم ، ترجمه ميرزاحيرت ، ج 2 ، ص 54 - 55 ) سيد محمدتقى قاضى طباطبايى با جمع آورى استشهاد از علماء و سادات تبريز و تقديمآن به عباس ميرزا توانست اين موقوفات را بر گرداند . ( آيت الله ملكوتى ، مسجد مسجد شد ، ج 2 ، ص 349 ) . صورت مفصل اين استشهاد با نام علمايى كه آن را مهر وامضا كرده اند در مجله دانشكده ادبيات وعلوم انسانى دانشگاه تبريز توسط سيد محمد حسن قاضى طباطبايى منتشر شده است : سال 1350 ، شماره 97 - 100 ) ( 5 ) - اين خاندان به شاخههاى : شيخ الاسلامىها ، قاضىها ، عينكىها و ديباج منشعب مىشوند . علامه طباطبايى از شاخة شيخ الاسلامىهاست . آقا سيد على قاضى نيز از شاخه قاضيهاست . شاخة سادات طباطبايى شيخ الاسلامى از شيخ على اصغر شيخ الاسلام است كه علامه طباطبايى از اين شاخه است و به همين خاطر مايل نبود كه او را قاضى خطاب كنند . ميرزا محمدتقى قاضى طباطبايى كه هر سه شاخه اين خاندان به او منتهى مىشود در 1220 و يا 1222 قمرى در تبريز از دينا رفت . بدين ترتيب سيد على آقا قاضى ، شهيد سيد محمدعلى قاضى طباطبايى بنى اعمام علامه طباطبايى هستند . ( 6 ) - اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 68 . ( 7 ) - مكارم الاثار ، ج 3 ، ص 703 ( 8 ) - اعيان الشيعة ، ج 10 ، ص 68 ( 9 ) - مشاهير دانشمندان اسلام ، ص 434 .